ابراهيم عاملي ( موثق )
87
تفسير عاملي ( فارسي )
از تو برتر است باطاعت است و از آنكه با تو برابر است بپاداش است و آنكه از تو فروتر است بنيكى با او . * ( فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * 54 - ابو الفتوح : مقصود آن بوده هفتاد نفرى كه با موسى رفتند و در پرستش گوساله شريك نبودند بقيّه را بكشند . و گفتهاند يعنى شمشير بكشند و در تاريكى بجان هم بيفتند . حسينى نوشته : مثنوى : نفس خود را كش جهانى زنده كن خواجه را كشته است او را بنده كن تو طمع دارى كه او را بىجفا بسته دارى در وقار و در وفا هر خسى را اين تمنّى كى رسد موسئى بايد كه اژدرها كشد سخن ما : آيت آخر از نظر تربيت نفسى و اجتماعى گذشته را بخاطر مىآورد و براى شنونده و خواننده پند است . كه جبران كار زشت كوشش و مقاومت و سختى لازم دارد . مثل بسيار ساده : آدم كه مواظبت بهداشت نكرد و بيباكى در سلامتى خود كرد . رنج دوا ، پرهيز ، منّت دكتر و پرستار ، از كار ماندن ، ضعف بدن ، تلف وقت و ضرر مال را بر خود بايد هموار كند اگر بيمارى قابل علاج باشد و گر نه با خدا است . همين جور ملَّتهاى تنبل خودپرست بىباك با يكديگر بد رفتار آيا چه بينند و كى آسوده بشوند ؟ ملاى رومى در مثنوى مىگويد : مجلَّد اوّل تفسير ( رجعنا من الجهاد ) و ( مجلَّد سوّم حكايت مارگير ) : اى شهان كشتيم ما خصم برون ماند خصمى زو بتر در اندرون كشتن اين كار عقل و هوش نيست شير باطن سخرهى خرگوش نيست نفس اژدرهاست او كى مرده است از غم بىآلتى افسرده است گر بيابد آلت فرعون او كه بامر او همى رفت آب جو آنگه او بنياد فرعونى كند راه صد موسى و صد هارون زند مات كن او را و ايمن شو ز مات رحم كم كن نيست او زهل صلات